در این کتاب می خوانیم:

همان‌گونه که "اندیشه و تفکر" ویژگی‌ای در بُعد معرفت و شناخت است که سبب تمايز انسان از حیوان می‌شود، به يقين در بُعد "عمل" هم "اطاعت و عبادت آگاهانه و توأم با اختیار" انسان را از مخلوقات جدا می‌سازد. اندیشه و تفکر، عقل نظری را کامل می‌کند و عبادت، کمال عقل عملی را به همراه دارد و در پي آن، کمال عقل نظری را؛ چرا که جوهرة انسان را همین عبادت آگاهانه بنا مي‌سازد. 

انسان در آغاز و در رحم مادر، حیات "گیاهی" دارد؛ جذب دارد و رشد، وقتی از نظر گیاهی کامل و بالغ شد، پا به مرحلة "حیوانی" گذاشته، متولد می‌شود و رشد و نمو می‌كند؛ تا اینکه از قوای حیوانی بهره گرفته و واجد شهوت و غضب می‌شود. در ادامه این مرحله بالغ شده و بدین ترتیب مکلّف می‌گردد؛ مکلّف به تحصیل حیات انسانی. اگر در تکوّنِ مراحل سابقِ هستیِ خود، دخالتی نداشت و دست تکوین او را به این حد ‌رساند؛ ولی ورود به  مرحله و مراحل بعدی، به عهده خود اوست. اوست که باید با استفاده از امکاناتی که خداوند متعال در مراحل سابق به او ارزانی داشته، کسب هويت انساني کند؛ 

چرا که در این مرحله تقریباً حیوان بالفعل است و انسان بالقوه؛ پس باید در صدد فعلیت بخشیدن به خود باشد تا رستگار شود و نه زیانکار. اما چگونه؟ از کدام راه انسان باید خود را به فعلیت برساند؟ از طریق عبادت. عبادت خداوند، صراط مستقیمی است که او را به سرمنزل مقصود می‌رساند. در قرآن می‌خوانیم: "اَلَمْ اَعْهَدْ إلَیْکُمْ ... وَ اَن اعْبُدُونِی، هذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ". بی‌دليل نیست که خداوند متعال غایت آفرینش انسان را عبادت دانسته است: "وَ مَاخَلَقْتُ الجِنَّ وَ الإنْسَ إلا لِیَعْبُدُونِ"،  تنها مأموریت و وظیفة او را بندگی خالصانه برشمرده است: "وَ مَااُمِرُوا إلا لِیَعْبُدُوا اللّه مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ".  شکی نیست که ستون خیمة بندگی و محور اساسی آن، نماز است."بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ، قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ، الَّذِینَ هُمْ فیِ صَلَاتهِمْ خَاشِعُونَ وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ".


نوشتن نظر

توجه: HTML ترجمه نمی شود!
    بد           خوب

راه های تکمیل نماز

  • 60,000 ریال